سـایه‌ی سفید

...در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد

سـایه‌ی سفید

...در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد

خانومِ نون

دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۲۷ ب.ظ
ریسکِ معاشرت و همراهی کسی را به‌جان خریدم و حالا باید حرّافی‌اش در باب همسرم می‌گه فلان، همسرم می‌گه بهمان را تاب آورم. پرچانگی‌اش به کنار، جنگ فردایم این است که چطور حالی‌اش کنم اول و آخر دیدار هر روزه‌مان، دست از روبوسی و به آغوش کشیدن بردارد که مرا سخت می‌آزارد این کار. یک فشردن دست هم کافی‌ست، لطفن این‌قدر در حلق دیگران نباشیم. به این نمی‌گویند احساساتی‌گری و یا مغز دیگران را خوردن به معنای روابط اجتماعی قویِ شما نیست. هنرِ سکوت کردن و بستن دهان را هم بیاموزیم. مرسی، اَه. #خاطره‌نوشت 
۹۷/۰۷/۲۳
بلوط

نظرات (۴)

۲۴ مهر ۹۷ ، ۰۰:۲۴ سورمه بانو
سوال اینه که چرا ریسکش رو به جان خریدی؟
پاسخ:
توی جلسه‌ی اول موقعیت خوبی به نظر می‌اومد و من شرایط دیگه‌ای رو برای همکاری‌مون متصور بودم که شکل نگرفت. شناختی هم از این خانوم نداشتم و نمی‌دونستم با این رفتارها مواجه خواهم شد. حالا فقط سعی می‌کنم قدم به قدم عقب‌نشینی کنم تا کمتر مجبور به شنیدن باشم و در مواقع لزوم بگم نه. 
۲۴ مهر ۹۷ ، ۱۰:۴۰ حامد سپهر
خیلی رو مخن این آدما:))
پاسخ:
خیـــــلـــــی...
۲۴ مهر ۹۷ ، ۲۲:۰۰ نیمه سیب سقراطی
خدا صبرت دهد :)) 
پاسخ:
متشکرم :((

الان فکر می‌کنم می‌بینم اونم باید صبوری پیشه کنه، فکر کن با کسی طرفی که خیلی سخت به حرف می‌آد و فقط منتظره تا در بره :)) هیچ‌کس کامل نیست آقا...
احتمالا با یه آدم برونگرا روبرو هستی که هرچی قراره توی ذهنش بیاد اول به زبانش میاد و از قضای روزگار شما مخاطبش شدید.
پاسخ:
آره، و اما روبه‌رو بودم. 2هفته‌اس که محیط رو ترک کردم و امیدوارم اگه برخوردی هم در آینده صورت گرفت اون‌قدری قوی باشم که حد و مرز آسایشم رو با احترام و قاطعیت تعیین کنم. 

. . .

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">