جام جهانیِ چشمات

شنیدی می‌گن بعضیا بازی‌کردن بلد نیستن و می‌شن مفسّر؟ یه عمر پاسِ نگاهِ بقیه رو خوندن و وقتی توپ به خودشون رسید، دیدن تو موقعیتش نیستن. آخ که چه ستمیه تا یک‌سوم قلبش بری و بفهمی تو آفسایدی. 
خیلی از آدما یارِ هم نمی‌شن، ولی باز تو یه تیمن؛ سر در گریبان، دارن برقِ چشمونِ سیاشو، به عقب می‌رانن.

همه گفتن دریا، ما می‌گیم عسل؛ باید دل داشته باشی که بزنی به عسلِ چشماش، باید تاب بیاری ضدحمله‌ی نگاشو. نشه داستان مسی و شکستنِ دیوار... شما که کُری‌خونیت بالاس و هیچ. شود آمرزیده اویی که تو حریفش شووی. 

• چالش رادیو بلاگی‌ها 
• سپاس از یکتای جّان. دعوت از ثمین و هلیا :)
  • يكشنبه ۲۰ خرداد ۹۷
نیمه سیب سقراطی
چه دلبریا ... جووووووووون ... ^_^
:)))

مو خوب، یارُم خوب :دی
سجاد عبدی
از بهترینا بود میون باقی متون :)
ممنون.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan . Me Powered by Bayan