...

آدمیزاد است دیگر؛ گاهی مچاله می‌شود در خود، گاهی فاصله می‌گیرد از همه. و هرچه کِش می‌آورد خودش را، باز از لاک در نمی‌آید که نمی‌آید... آدمیزاد است دیگر؛ گاهی دلش می‌گیرد از هیچ و از همه. گاهی خسته می‌شود از رفتن، از نرسیدن. و کز می‌کند کنج اتاق... آدمیزاد است دیگر؛ گاه به دروغ هم که شده، لبخند اجباری تحویل می‌دهد به آدم‌ها. گاهی هم حس می‌کند همان اخم هم زیادی‌شان است... چه می‌شود کرد؟! دلمان را خوش کنیم باز؛ "این نیز بگذرد..." [حسین پناهی]
  • چهارشنبه ۲۱ تیر ۹۶
Designed By Erfan . Me Powered by Bayan