سـایه‌ی سفید

...در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد

سـایه‌ی سفید

...در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد

۱۶۲ مطلب با موضوع «واژه‌بافی» ثبت شده است

شیفته‌ی واژه‌ی جدیدی که خوانده‌ام شدم؛ "خودشکوفاگرها" 
آخ از این هم‌نشینیِ خوش‌تراشِ واج‌ها که می‌نشینند میان متن و دل می‌برند. لحظه‌هایی چنین، که جلای روح و جان‌اند، با خودم تکرار می‌کنم: خوشا واژه و کلام، به راستی که قسم به کلمات. و مراد از خودشکوفاگرها...؟ آن‌ها درک عمیقی از تجربه‌های ساده‌ی زندگی دارند. همین‌قدر زیبا. #واژه‌بافی 
۱ نظر ۱۳ مرداد ۹۷ | ۰۱:۱۵
بلوط
به‌طور مثال برای رسیدن از حد نصاب 15دقیقه دویدن به 1ساعت و 45دقیقه، یه برنامه‌ی 84روزه وجود داره، به اسم نیمه‌ماراتن. نکته این‌جاست که توی این 84روز لازم نیست و نباید همواره شدت تمرینات صعودی باشن. رکوردها فراز و فرود زیادی رو طی می‌کنن تا در نهایت بدن آمادگی کافی برای 105دقیقه دویدن بی‌وقفه رو کسب کنه. برای نمونه برنامه‌ی دو هفته‌ی ابتدایی به این صورته: روز اول 15دقیقه دویدن، روز دوم تمرینات بالاتنه، روز سوم 20دقیقه دویدن، روز چهارم 20دقیقه دویدن ریکاوری (بدون در نظر گرفتن سرعت و مسافت)، روز پنجم تمرینات کلی عضلات بدن، روز ششم 20دقیقه پیاده‌روی، روز هفتم 25دقیقه دویدن، روز هشتم 25دقیقه دویدن، روز نهم تمرینات بالاتنه، روز دهم 20دقیقه دویدن مسابقه‌ای. 
نکته‌ای که می‌خوام بهش برسم اینه که طراحیِ تمرین یه علمه، طراحی زندگی یه هنر. برای خلق یه اثر هنری فرمول ثابتی وجود نداره اما قواعد و پیش‌فرض‌هایی هستن که با دونستنشون می‌شه راحت‌تر انتخاب و اقدام کرد. یه‌سره سربالایی رو رفتن، خیلی فرسایشیه. لازمه نقاط استراحتی تعریف کنیم برای تجدید قوا. هروقت بخوایم شدت تمرین رو افزایش بدیم یعنی مسافت یا سرعت رو زیاد کنیم یا زمان انجامش رو کم، قبلش باید افت فشار بدی تا بدن ذخایر انرژیش رو بازسازی کنه. رسیدن به 100درصد توان توی ارتقاهای 10درصدی درست نیست، گاهی توی دوره‌ی تمرین لازمه از 70درصد برگردی به 50، 40 و بعد بری روی 80درصد کارایی. با این حساب چرا موقع هدف‌گذاری و برنامه نوشتن اینقدر حریصانه فکر می‌کنیم؟ چرا با دونستن اصول درست باز هم می‌خوایم از مدت زمان بکاهیم و به حجم و شدت کارها اضافه کنیم تا زودتر به نتیجه برسیم؟ و اصلن می‌رسیم...؟ 
آدما خیلی ساده می‌تونن دست بکشن از همه‌چیز، خیلی ساده می‌شه بُرید و دیگه کشش و توانی برای ادامه نداشت. پس بهتره خودخواسته و با آگاهی تصمیم بگیریم یه مفرّ مثبت ایجاد کنیم قبل از اینکه بِبُرّیم. #واژه‌بافی 
۲ نظر ۰۱ مرداد ۹۷ | ۱۷:۵۳
بلوط
وقتی به آخر خطِ زندگیت نزدیک می‌شی و فکر می‌کنی دیگه چیزی واسه باختن نداری، به خودت اجازه می‌دی خیلی از مرزها رو جابه‌جا کنی تا توی فرصت باقی‌مونده اون‌چه که می‌خواستی و نشده رو بسازی. ممکنه اصول اخلاقیت رو عوض کنی، شرافت و وفاداری تعریف متفاوتی برات پیدا کنن و همه‌ی این باید و نبایدها رنگ می‌بازن چون دیگه نمی‌تونی قانون بازی رو بپذیری، چون بیرون شدن از دایره‌ی زندگی اون‌قدری سخت و غیرمنتظره بوده که حالا به خودت حق می‌دی برای تحقق اهداف و خواسته‌هات فقط خویشتن و نیازهات رو ببینی و مرکز دنیای خودت بشی. و همیشه گفتن از آدمی که چیزی برای از دست دادن نداره باید ترسید. 
تو منتظر مرگی و آینده‌ی کوتاهت رو بر همین باور طرح می‌ریزی، خیلی چیزها رو فدا می‌کنی چون زمان دشمن توست و باید بهش غلبه کرد. و این وسط یه خبر خوشِ غیرمنتظره بهت می‌رسه، امید به زندگی‌ای کمی طولانی‌تر. قاعدتن باید خوشحال بود از این مژده اما نه وقتی پل‌های زیادی رو خراب کردی با این باور که وقت کمه و توجیهت برای به خطا رفتن و اشتباه‌های مکرر سایه‌ی مرگ و نیستی روی زندگیت بوده. (برداشت) #واژه‌بافی #آپارات

Breaking Bad (Season 2) - American drama series - IMDb: 9.5/10
۳ نظر ۲۴ تیر ۹۷ | ۱۲:۳۲
بلوط
وقتی به آغوش جامعه و روابطِ بیش از پیش می‌گروی، برگشت به روزهای تنهایی و انزوا و سکوت سخت می‌شه. واسه همینه که می‌گن از دست دادن چیزی که تجربه‌اش کردی، دشوارتر از نداشتنش از همون ابتداست. #واژه‎بافی 
۴ نظر ۲۳ تیر ۹۷ | ۲۱:۴۷
بلوط
یکی از ذکور طبقه‌های بالایی باید آدم جالبی باشه. تصورش می‌کنم وقتی وسترن‌طور وارد دستشوییِ خونه‌اش می‌شه؛ ادکلن رو روی نبضش اسپری می‌کنه، یه نخ سیگار می‌ذاره گوشه‌ی لبش و کبریت می‌کشه. پک می‌زنه به اون لعنتی و از پشت دود، به چشمای خودش تو آینه خیره می‌شه. شایدم برعکس، اول سیگارشو دود می‌کنه و بعد ادکلن می‌زنه. ولی می‌دونم که به تصویر خودش تو آینه خیره می‌شه. باید که بشه... #واژه‎بافی 
۵ نظر ۰۶ تیر ۹۷ | ۱۸:۰۶
بلوط
اندوه و حسرت، ابرقهرمان‌های منن. تاریک، عمیق و نیرومند... #واژه‌بافی
۲۷ خرداد ۹۷ | ۰۰:۵۷
بلوط
شنیدی می‌گن بعضیا بازی‌کردن بلد نیستن و می‌شن مفسّر؟ یه عمر پاسِ نگاهِ بقیه رو خوندن و وقتی توپ به خودشون رسید، دیدن تو موقعیتش نیستن. آخ که چه ستمیه تا یک‌سوم قلبش بری و بفهمی تو آفسایدی. 
خیلی از آدما یارِ هم نمی‌شن، ولی باز تو یه تیمن؛ سر در گریبان، دارن برقِ چشمونِ سیاشو، به عقب می‌رانن.

همه گفتن دریا، ما می‌گیم عسل؛ باید دل داشته باشی که بزنی به عسلِ چشماش، باید تاب بیاری ضدحمله‌ی نگاشو. نشه داستان مسی و شکستنِ دیوار... شما که کُری‌خونیت بالاس و هیچ. شود آمرزیده اویی که تو حریفش شووی. #واژه‎بافی 

سپاس از یکتای جّان. دعوت از ثمین و هلیا :)
۲ نظر ۲۰ خرداد ۹۷ | ۲۲:۲۰
بلوط
اغلب از زنجیره‌ی اتفاقات گفتم، اینکه همه‌چیز به هم وصله. و باور و علاقه‌ام ایجاب می‌کنه دنبال این اتصالات بگردم و برای خودم مفهوم و تصویر بسازم. 

چند وقت پیش میون حرفام به یکی گفتم تغییرای کوچیک و محو، راضیم نمی‌کنن. اگه قرار به عوض شدنه باید اون‌قدری مشهود و مشخص باشه که دیگه نخوای و لازم نباشه شرحش بدی. 
و بعد پست تلگرامی تانزانیا: "هدف تعیین نکنین، به جاش سیستم تعریف کنین. یعنی چی؟ هدف معمولن دوره و وسطش ناامید می‌شین. و اگه دقیق بهش نرسین شکست می‌خورین. مثلن من می‌گم می‌خوام تا یه ماه دیگه 20کیلو لاغر بشم. اگه 19کیلو هم لاغر بشم یه شکسته واسم. ولی سیستم این‌جوریه که می‌خوام هر روز کم بخورم و ورزش کنم."
وقتی به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم من همیشه هدف‌گذاری کردم و اون جواب آخر برام اولویت بوده. که همین باعث شده بارها احساس شکست کنم چون نشده و نرسیدم بهش. برخلاف پستی که مدت‌ها قبل نوشته بودم؛ راه حل نصف نمره‌اس، اما انگار باور درونیم فقط بندِ اون پاسخ نهایی بوده. #واژه‎بافی #نقل قول
۲ نظر ۱۶ خرداد ۹۷ | ۱۳:۱۹
بلوط

Z

چراییِ این یادآوری، درست خاطرم نیست. جدول مندلیف و ترازهای انرژی توی ذهنم نقش بست. گوگل کردم تا بدانم دنبال چه بوده‌ام... 

"ترازهای انرژیِ یک الکترون در یک اتم شامل حالت پایه (Ground state) و حالت‌های برانگیخته (Excited states) است. الکترون در حالت پایه با دریافت انرژی می‌تواند به حالت برانگیخته جهش کند. حالت پایه در فیزیک کوانتوم حالتی‌ست که سیستم کمترین انرژی خود را دارد. برانگیختگی یعنی افزایش انرژی یک سامانه نسبت به حالتی که کمترین انرژی ممکن را داراست. طول عمر سیستم در حالت برانگیخته کوتاه است. به طور لحظه‌ای یا با ساطع کردن یک فوتون یا فونون سیستم انرژی اضافی خود را آزاد می‌کند و به حالتی با انرژی پایین‌تر یا حالت پایه برمی‌گردد."

و این منم؛ کلیتی جای گرفته در حالت پایه، ترازی با کمترین میزان انرژی. اما واکنش‌پذیر، در واقع آماده‌ی رهایی‌ام درست مانند الکترونی که در آخرین لایه محبوس مانده و چشم به راه اندک نیروی لازم برای جهش است تا واکنشش را تکمیل کند. حقیقت علمی و زیستی ماجرا این است که برانگیختگی کوتاه است و بی‌دوام. و این حالت پایه‌ی لعنتی، این دامنه‌ی امنِ تثبیت‌شده آدم را به پایین می‌کشاند. شاید هم اصلِ بقا همین باشد. 
باید یاد بگیرم چطور انرژی‌های پرش را بقاپم، یا حتا بسازم. اما عدد اتمی؛ این جوهره‌ی وجودی و جنگجوی درون، تعیین می‌کند جزو کدام دسته‌ای؛ واسطه، اثرپذیر، قیمتی یا نجیب (جالب است که شیمی نجیب را بی‌اثر می‌خواند). امیدوارم زنجیره‌ی واکنش‌هامان بیارزد به این سقوط و صعودها. #واژه‎بافی 
۴ نظر ۱۳ خرداد ۹۷ | ۰۰:۰۳
بلوط
در ابتدا "فکر هم یک ماهیچه است" بود، و تئوری نزد تفکرکنندگان بود، و ایده خودِ فکر بود. همه‌چیز به واسطه‌ی پرسش‌گران آغاز شد، و غیر از اندیشه، تمدن از چیزی مایه نیافت.*

فکر هم یک ماهیچه است... اگر نیروی ذهن را به ساختار بدن تشبیه کنیم، هفت فاکتور آمادگی جسمانی را می‌شود به روح نیز پیوند داد. 

1- قدرت: حداکثر نیرویی‌ست که می‌توان برای یک‌بار اعمال نمود. 
تصمیم‌گیری و انتخاب، بحث و استدلال. ماهیچه‌ی فکر ما چقدر آماده‌ی قدرت‌نمایی‌ست؟ اولین کتاب، اولین گفت‌وگوی خوش‌مایه، اولین تلنگر و تاثیر، ما را به شوق می‌آورد برای دانستن. اما ذهن خام است و کار ناکرده، درد می‌گیرد از نادانی. و مهارت خودمربیگری این است که چالش یادگیری و آگاهی را تناسب بندد تا فکر پرورده شود، و استفاده از منطق در بزنگاهی که باید حداکثر نیرو را برای گزینش درست و سرنوشت‌ساز به کار برد، ممکن باشد. 

2- استقامت: توانایی تکرارِ حرکتی یک‌نواخت. 
زندگی ما پر از کارهای نافرجام، ایده‌های دنبال‌نشده، برنامه‌های تا نیمه تیک‌خورده و... است. ماندن در مسیر و ادامه دادن، یعنی استقامت؛ حفظ انگیزه برای پیش‌رفتن. گاهی تکرار حرکتی یکنواخت در چرخه‌ای درست، یک توانایی‌ست. 

3- سرعت: قابلیت جابه‌جا شدن در حداقل زمان. (ارتباط مستقیم با عامل وراثت؛ تارهای عضلانی) و سرعت عکس‌العمل: فاصله‌ی زمانی بین دریافت محرک و شروع حرکت. (اکتسابی؛ تکرار و تمرین) 
عادت کرده‌ایم سرعت را به مثابه سبقت گرفتن تعبیر کنیم. اما سرعت از آن واژه‌هایی‌ست که باید ریشه‌اش را محکم‌تر گرفت. حرکت، پویایی، سیال بودن. هر چقدر هم جابه‌جایی در واحد زمانمان خوب باشد، اما در سرعت عکس‌العمل لنگ می‌زنیم. دریافت محرک و شروع به حرکت؛ به حصار امن خودساخته‌یمان (شما بخوانید قفس) خو گرفته‌ایم و ریسک نمی‌پذیریم. فرصت‌هایمان را نه اینکه نبینیم، که اصلن تشخیص نداده و از دست می‌دهیم. 
کسی که پارکور کار می‌کند، ذهنش یاد گرفته موانع را به موقعیت تبدیل کند برای خلق حرکتی زیبا. به کسی که اصول پارکور را در زندگی به کار می‌برد "تراسور" می‌گویند. "عبور از موانع در سریع‌ترین زمان ممکن با استفاده از آسان‌ترین و ساده‌ترین شیوه‌ی حرکتی و کمترین انرژی مصرفی از یک مبدأ به مقصد. در پارکور اصلن نباید مسیر (مبدأ و مقصد) مشخص باشد یعنی که موانع و مسیر از قبل تعریف شده نیستند، این فرد است که تصمیم می‌گیرد با استفاده از توانایی‌های خود از کدام مسیر برود و از کدام شیوه‌ی حرکتی برای عبور از موانع استفاده کند. در پارکور فرد به هیچ‌وجه دنبال موانع نمی‌گردد، این مسیر است که موانع را در مقابل راه فرد می‌گذارد." 

4- توان (قدرت انفجاری): به‌کارگیری بیشینه‌ی نیرو در کمترین زمان. 

5- انعطاف‌پذیری: دامنه‌ی حرکتی‌ای که اعضا در آن محدوده قادر به حرکت هستند. 
اصل و چهارچوب داشتن در زندگی یک ارزش است. و اصولی ارزشمندند که قابلیت بازنگری و تصحیح داشته باشند. پس باید منعطف بود و تغییرات را برآورد کرد و گاهی پذیرفت. خشکیِ مفاصل آدم را زمین‌گیر می‌کند درست همان‌طور که فکرهای پوسیده و زنگار بسته، دنیا را به تاریکی می‌کشاند. 

6- چابکی: توانایی تغییر سریع و ناگهانی جهتِ حرکت و سرعت، همراه با حفظ تعادل. 
واکنش به‌هنگام در مقابل یک حرف، رفتار یا موقعیت، یک مهارت است. چابک باشیم. 

7- تعادل: قابلیت حفظ بدن در فضا (شکل و موقعیت مناسب). 
و در نهایت پیِ اندیشه و تفکرمان را آن‌قدری استوار بنا کنیم که تندبادهای موسمی به آشوب و سرگردانی نکشاندمان. تعادل داشتن در زندگی یعنی تسلط به عیار، اندازه و قواره‌ی خویشتن و قابلیت حفظ اندیشه در موقعیت‌های متزلزل. 

آمادگی جسمانی، کارایی و اعتماد به نفس می‌آورد و آمادگی روحی، پا را فراتر نهاده، آدم را به یقین و باور می‌رساند. حس خوبِ خود و زندگی را بلد بودن. #واژه‎بافی 

*برداشت از انجیل یوحنا باب اول "در ابتدا کلمه بود..."
۰ نظر ۰۳ خرداد ۹۷ | ۱۳:۳۷
بلوط