سـایـه‌ی سـفـیـد

در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد...

سـایـه‌ی سـفـیـد

در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد...

نظری‌جات

جمعه, ۳ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۱۴ ق.ظ
هرچقدر بیشتر خودت را در سطح نگه داری، بیشتر با دنیای بیرونت درگیر خواهی بود؛ اصطکاکی که با آدم‌ها و اجتماع‌شان در فزونی‌ست. اما وقتی عمیق می‌شوی و از پوسته گذر می‌کنی، معطوف دنیای خودت خواهی بود و سایش کمتری با دیگران خواهی داشت. انگار که این تقابل و جنگ در خود تو خلاصه می‌شود و نه آدم‌ها و جهانِ خارج از تو. اما تعبیر واقعیِ سطح و عمق چیست؟ در سطح بودن، یعنی درگیر کلیاتِ ماجرا، و عمیق شدن یعنی پرداختن به جزئیات؟ یا که سطح حاشیه‌ایست بر اصلِ محتوا، بر ژرفا؟ اصلن می‌شود ترجیحی برایشان قائل شد و با قطعیت به تمام حیطه‌ها بسطشان داد؟ یک تضاد ذاتی در این میان نهفته است که نتیجه را نامطمئن می‌کند...
  • ۹۶/۰۶/۰۳
  • بلوط