سلسله‌ی تکرار

آدم‌ها به‌طور پیش‌فرض از توازن و هماهنگی استقبال می‌کنند. وقتی سوژه‌ای نامتقارن در برابر خود می‌یابند، خواه خصلتی اخلاقی باشد و خواه پایه‌های غیرهمسان یک صندلی، تمایل به اصلاحات دارند و از آنجایی که همواره بر دوقطب مخالف حکم می‌رانیم (زشت یا زیبا، مفید یا مضر، سفید یا سیاه) بازگرداندن نیمه‌ی نامطلوب به حالت اولیه و رسیدن به یک واحد منسجم سخت دشوار است. پس ساده‌تر اینکه نیمه‌ی دیگر را دست‌کاری کرده و از کمال به زیر آوریم تا در نهایت عطشِ هم‌رنگی را فرونشانیم و به قرینگی رسیم. در کوتاه‌مدت شاید رضایتمان جلب شود اما این راه میان‌بر نیست. چراکه آدمی هرقدر هم خود را مجاب کند و به رضایت‌مندی تلقین ورزد، سرشتِ نازیبا را خواهد فهمید و آن‌وقت است که برای تغییر باید یک کلیت را زیر سوال برد و نه تنها نیمه‌ای ناجور.
  • جمعه ۲۲ ارديبهشت ۹۶
Designed By Erfan . Me Powered by Bayan