سـایـه‌ی سـفـیـد

در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد...

سـایـه‌ی سـفـیـد

در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد...

فراموشی

جمعه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۱۴ ق.ظ
آدم‌های جالبی را می‌شناسم، شخصیت‌هایی که یادشان می‌رود دلیل دلخوری و سردی رابطه خودشان بوده‌اند. که درست وقت‌هایی که گیر احساسات و تنهایی‌شان می‌افتند، یادت می‌کنند و ماشه‌ی واژه‌هاشان را طوری می‌کشند که انگار بی‌معرفتی از توست. بعد از دو سال این رسمش نیست که توپ را توی زمین دیگری بی‌اندازی و طعنه بزنی به سردی لحن و بی‌میلیِ کلام. دستِ آخر هم طوری خودشان را از گفتگو می‌کشند کنار که حس می‌کنی تبرِ بر ریشه نشسته، دست توست. خوشحالم که تمامش کرده‌ام، که با مهربانی و آرزوهای خوب جمله‌هام را پایان داده‌ام. دو سال سکوت و عقب‌نشینی برای همین بود، می‌دانستم اگر روزی باز هم‌صحبت شویم، زخم می‌زنیم، زخم می‌خوریم. کاش آدم‌ها یادشان بماند که حق ندارند به وقتِ نیاز، سرک بکشند توی رابطه‌های تمام‌شده و ژست خودمانی بگیرند و ادعای بی‌توقعی و خوب بودن کنند. #mhb
  • ۹۶/۰۲/۰۸
  • بلوط