سـایـه‌ی سـفـیـد

در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد...

سـایـه‌ی سـفـیـد

در شب، نشانی از سایه‌ها نیست. این نور است که تاریکی را نیز ارمغان می‌آرد...

HBD

جمعه, ۴ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۲۰ ق.ظ
جوانه زدن درخت‌های پیر و شکوفه‌های عجولانه‌ی نهال‌ها که از بهار طبیعت می‌گویند، آیین باستانی نوروز و شروع سالی جدید... تقارن گاه‌شمار شخصی یک نفر با همه‌ی این آغازها می‌تواند تکمیل‌کننده‌ی حس عجیب و خوبِ نو شدن باشد. چهارم فروردین بیست‌وپنج سال پیش، هستی را انتخاب کردم. هوشیاری و نور را، و تقلا برای بودن. نمی‌دانم چطور میان تمام این سال‌ها بهانه‌گیر شدم برای آغاز، که دنبال نشانه گشتم برای اولین گام‌ها. فراموشم شده بود که من همان دخترک قوی‌ام که سه‌شنبه‌ای بهاری را برای زندگی برگزیدم... به حسم ایمان دارم، به ناخودآگاهی که از سالی مهم خبر می‌دهد. هدف‌هایم را تایپ کرده‌ام، آنچه قرار است باشم. جهش‌های کوتاه، جهت‌دار و متوالی. تلاش یک شبه نیست. بزرگ شده‌ام و می‌دانم نیمی از لذت در مسیر است، که ادای جمله‌ی "طراحی می‌کنم" ده‌بار خوشایندتر از "طراحی کرده‌ام" است. و طراحی می‌کنم؛ خیالی که از زندگی در سر دارم را. پیش‌تر گفته بودم رویایی وصفی به‌جا از من است... کمال نه، حد و سقفی برای روحم قائل نیستم. پیشرفت می‌کنم، جاری خواهم بود، روبه‌جلو. برای این من و ارزش‌هایش خودخواه خواهم بود، شجاع و نترس. با راز لبخندی که سال‌ها پیش کشفش کرده‌ام و گنج مهربانی و عشق. بلوغ همین است، نه؟ تغییر و تصحیح برای رسیدن به انسانیت. خیلی ساده؛ درست بودن، آدمی که خودش را دوست بدارد و راضی باشد از کیفیت درونی لحظه‌هاش... این تصویری‌ست که می‌خواهم بسازم. 
  • ۹۶/۰۱/۰۴
  • بلوط